مرتضى راوندى

115

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پرداخت فرقهء معتزله يا قدريّه بود كه از آزادى اراده و اختيار بشر طرفدارى مىكرد . به گفتهء دكتر اشتاينر « بهترين توصيف معتزله اين است ، بگوييم ظهور اين قبيل افكار ، در حكم اعتراضى است كه پيوسته عقل سليم بشر ، بر احكام و تعليمات مقرر و محدود نموده است . » اختيار و ارزش انسان به نظر معتزله معتزله مىگفتند ، طبق عقيدهء اكثريت اهل سنت « خداوند عادل نيست زيرا سرنوشت هركس را قبلا تعيين مىنمايد و بعد گناهانى را كيفر مىدهد كه خود به جبر ، به بشر تحميل كرده است . » به عقيدهء معتزله چنين پروردگارى ، ظالم ، جبّار و بيرحم و شايستهء عبوديت نيست . بر خلاف اهل سنت ، معتزله به آزادى ارادهء بشر عقيده داشتند و مىگفتند ، انسان به انجام هر عمل نيك و بدى قادر است و هركس مسئوول اعمال نيك و بدى است كه در دوران حيات انجام مىدهد . در اثر اين جدالهاى فلسفى و مذهبى چنان كه گفتيم عده‌يى كشته شدند ، از جمله غيلان كه طرفدار تفويض و آزادى ارادهء بشر بود به امر هشام بن عبد الملك در دمشق كشته شد . فرقهء جبريه ، همانطور كه قبلا نيز گفتيم ، معتقد بودند كه انسان به هيچ‌وجه در اعمال خود مختار نيست بلكه كليهء فعّاليتهاى بشرى نتيجهء تقديرات ازلى است و روى همين اصل انسان را در اعمال خود مسئوول نمىدانند و براى اثبات نظريّات خود به آيات و نصوص قرآن توسل مىجويند و از آيهء يَفْعَلُ ما يَشاءُ * و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ ( خدا هرچه بخواهد مىكند ) و آيه تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ ( عزت و ذلت از خداست ) و آيهء يَهْدِي مَنْ يَشاءُ * ( هدايت مىكند هر آن كس را كه بخواهد ) نتيجه مىگرفتند كه خدا از روز ازل عده‌يى را براى بهشت و جمعى را براى دوزخ آفريده و تلاش آدمى در راه سعادت و نيكبختى و صلاح و رستگارى بىفايده است . غير از فرقهء جبريّه و قدريّه ، جمعى براى فرار از حكم عقل راه تعبد و ايمان پيش مىگرفتند و مىگفتند : اگر در آيات ، مفاهيم متضاد ديده مىشود ، و اگر بعضى از آيات